واقعیت رژیم کمونیستی از زبان زن برادر داکتر نجیب

«رها در باد»، عنوان کتابی از محترمه ثریا بها همسر برادر داکتر نجیب الله رییس جمهور سابق کشور است که خاطرات زندگی پرفراز و نشیب خود را در قالب داستان حکایت کرده است.

news 22a

ثریا بها در سال 1954 در یک خانواده روشنفکر و مبارز در شهر کابل متولد شد؛ پدرش «سعدالدین بهاء» شاعر و نویسنده مبارز افغانستان بود که به عنوان یکی از پیشگامان جنبش مشروطیت، بیشتر عمرش را در راه مبارزه با سلطنت در افغانستان سپری کرد و بیش از 18 سال را در زندان های رژیم شاهی انواع شکنجه‌ها را تحمل کرد.

ثریا بها، تحصیلات خود را در رشته اقتصاد در دانشگاه کابل به پایان رساند و در سال 1975 با «صدیق» برادر داکتر نجیب الله ازدواج کرد که در این کتاب نویسنده به تفصیل این ازدواج نافرجام را شرح داده است.

آنگونه که در این کتاب نوشته است نجیب الله و صدیق برادرش هر 2 خواستگار و علاقمند به ثریا بوده‌اند و سرانجام این صدیق بوده که علیرغم مخالفت ثریا و خانواده‌اش با او ازدواج می‌کند.

ثریا بها در ادامه می‌نویسد که «احساس عاطفی»، «لج با ببرک کارمل»، «تشویق میر اکبر خیبر»، «سادگی خانواده» او را به بدبختی و ازدواج با صدیق کشانده است.

آنگونه که نویسنده در این اثر به تفصیل شرح داده، وی در سال‌های دانشجویی به رسم موجود در جامعه روشنفکری آن روز مدتی به گرایش‌های چپ تمایل نشان داده و عضو «حزب دموکراتیک خلق افغانستان» جناح «پرچم» بوده است که بر اثر مخالفت و شناختی که از ماهیت سران احزاب کمونیستی افغانستان به دست می‌آورد از این حزب جدا می‌شود.

در یک دادگاه درون سازمانی در 27 حوت 1351 که حزب «دموکراتیک خلق افغانستان» برای محاکمه حزبی ثریا برگزار کرد که وی در خاطرات خود آن دادگاه را «استالینی» می‌نامد از خود چنین دفاع کرده است:

«... من پیش از سفر به شوروی انتقاداتم را بر هنجارهای غیر اخلاقی و غیر انقلابی رفیق [ببرک] کارمل [رییس جمهور افغانستان در دوران تجاوز شوروی به افغانستان] نگاشتم و به کمیسیون تفتیش(بازرسی) حزب سپردم.

در سفر شوروی دریافتم که رهبری حزب جیره‌خواران مسکواند در واقع  من میان گرایش‌های منش خویش و منش شما و ناسازگاری موقعیت خویش دست و پا می‌زنم. با آن هم احساس می‌ کنم، فسادناپذیر و پاک از هر گونه سازش و تبانی با شما، حزب را ترک می‌کنم. من با شما بدرود می گویم، بدرود با شما بدرود با مبارزه نیست.»

آن گونه که در این کتاب بیان شده است، بعد از این دادگاه، مخالفت ثریا با جریان چپ در افغانستان آغاز و به یکی از منتقدان این جریان می‌پیوندند به گونه‌ای که در زمان که جریان چپ در افغانستان به قدرت می‌رسد و ناچار می‌شود  2بار به فرانسه و آلمان غربی پناهنده شود که به سب پیوندهای خانوادگی با این جریان و نیز تمایلات شوهرش ناگزیر می‌شود که دوباره به افغانستان بازگردد که شرح تفصیلی هر یک از این حوادث در کتاب بیان شده است.

با تدوام مخالفت ثریا با داکتر نجیب الله رییس جمهوری افغانستان، وی بارها مورد سوءقصد، تهدید و بازداشت قرار می‌گیرد و سرانجام با چریک‌های شهری نیروهای شهید احمد شاه مسعود ارتباط بر قرار می‌کند و با نوشتن نامه‌ای برای احمدشاه مسعود از او می‌خواهد که از کابل خارج و در «دره پنجشیر» که در آن زمان داغ‌ترین جبهه جنگ در برابر ارتش سرخ بود، در کنار او قرار بگیرد.

نامه وی به دست احمد شاه مسعود می‌رسد، و مسعود بعد از بررسی‌هایی که توسط چریک‌های شهری خود در کابل انجام می‌دهد، ترتیب انتقال ثریا و خانواده‌اش را از کابل می‌دهد و سرانجام ثریا از کابل فرار و به دره پنجشیر به احمدشاه مسعود، پناه می‌برد.

ثریا یک سال در کنار احمد شاه مسعود می‌ماند و در سال 1988 توسط نیروهای مسعود از جبهه جنگ خارج و به آمریکا مهاجرت می‌کند.

بخش مهمی از این کتاب به تصویر سیمای احمدشاه مسعود و مقاومت نیروهای تحت امر وی اختصاص دارد که نشان از آن دارد که نویسنده کتاب، تحت تاثیر و افکار احمد شاه مسعود قرار گرفته است.

نویسنده این کتاب که سال‌های دوران جوانی عمر خود را با سران بلند پایه حزب کمونیستی دموکراتیک خلق ارتباط داشته و شاهد جریانات پشت پرده این جریان سیاسی بوده است، در این اثر از زد و بند ها، فساد اخلاقی، خشونت و سیاست بازی‌های کثیف این جریان پرده بر می‌دارد و تزویر و فساد آنها را که با نام طبقه کارگر مبارزه می‌کردند برملا می‌کند.

کتاب «رها درباد»، که در 27 فصل نوشته شده، توسط محمد کاظم کاظمی ویراستاری شده است و در 784 صفحه و به شمارگان 2000 نسخه در سال 1392 خورشیدی به قیمت 600 افغانی در کابل منتشر شده است.

منبع: شبکه اطلاع رسانی افغان

دیدگاه‌ها   

Hye
0 #3 Hye hyealmeida@gmx.de 1396-02-25 23:39
Hi my loved one! I wish to say that this article is awesome, nice
written and come with almost all important infos.
I'd like to peer more posts like this.

Feel free to surf to my blog post; fructose hammer [Lucio]
نقل قول کردن

مسولین صفحه لوگر
0 #2 مسولین صفحه لوگر info@logar.se 1393-08-11 11:42
سلام برادر محترم راشد رستمی جان!
آدرس دقیق کتابفروشی را نمی دانم که برایتان بتویسم اما میتوانید در گوگل جستجو کنید حتماً پیدا خواهید کرد.
اما نخسه پی دی اف آن قرار ذلیل است:
www.ariaye.com/ketab/ketab/arif.pdf
نقل قول کردن

راشد رستمى
0 #1 راشد رستمى rasched_rostami@yahoo.de 1393-08-05 18:46
از كجا ميتوان اين كتاب را خريدارى كرد؟
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn